من که محتاج کلامم تو چرا سکوت سردی.....
نگو از یه راه رفته تو دیگه بر نمی گردی.....
شوق چشمای تو می گفت یه بغل ترانه داری....
واسه آشیون قلبم واژه های نو میاری.....
وقتی حرفامو شنیدی تو فقط به یک اشاره....
گفتی منتظر می مونی واسه دیدار دوباره......
حالا چشم من به راه یه کلام عاشقونه اس......
یه نگاه ساده بس نیس ولی بهترین بهونه اس.....
نمی دونستم چه رازی تو نگاه تو نشسته.........
چی شده که بغض سردی راه خنده هاتو بسته........
قفل تقدیر سکوته رو لبای بسته تو...........
ولی می خونم یه راز و تو نگاه خسته تو.......
تو با آهنگ نگاهت غزل عشق و سرودی....
وقتی از ما می نوشتی یه صدای تازه بودی.....
حالا چشمای تو حتی واسه من ترانه می گن....
واسه مرگ بی صدائی شعر عاشقانه می گن...

