تبليغاتX
صدای سرد.......



تقدیر 

هنوز یاد چشمانت مرا آشفته میسازد


وچودم هستی خود رابه پای ناز چشمان تو می بازد


پس از عمری خطا دیدن ز کردار پر ایهامت


هنوزم آشیان دارم


کنار خاطرات تلخ وشیرینت


بی پروا دلم درآرزوی دیدن لبخند زیبای تو می تازد


ومی ترسم که در پیچ وخم آن کوچه ی دلواپسی های تمنایت ،اسیر آید


دوباره حالت تردید بر دشت امید و آرزویم سایه اندازد


هنوزم لحن زیبای تو در گوشم طنین دارد


 و یاد زلف پرچینت،دل دیوانه ی ما را چنین آشفته میسازد و میدانم


تپش های دل بی تاب و غمگینم ،رهی بی راهه را پیمود


که پایانش شبی تار و پر از غوغای غم بود


وشاید
وشاید نقش تقدیرم چنین بود

------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 1:2  توسط mehdi  | 



BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نويسان