تبليغاتX
صدای سرد.......



اوباما اعلام كرد: ملتی که در چهارشنبه سوری  یکدیگر را با ترقه پاره می کنند اگه انرژی هسته

ای بدست بیارن  دنیا را پاره می کنند. 

..........................................

پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته

ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي هنر کردي

..........................................................

يه روز از يه شيرازي ميپرسن که راسته که شيرازي‌ها حرف دومشون هميشه فحشه؟ شيرازيه

ميگه: کدوم بي‌شرفي اين حرف رو زده!

............................................... 

ترکه بچش تو مشهد گم ميشه، نذر مي كنه و ميگه : يا امام رضا ! دستم به دامنت، بچم پيدا بشه،

ديگه غلط كنم بيام مشهد

 ............................................................

 

برق نگاهت

چشماي خمارت

لهجه ي حرف زدنت

منو ياد گداي سر کوچمون ميندازه

 .......................................................

 

 

جشنواره فیلم قم : ارباب حوزه ها _ 13 آخوند روی منبر _ میم مثل مولا _ همه صیغه های من

_ میخوام مولا بمانم _ سوغات قم _ طلبه و گدا

...........................................

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند : زمان، کلمات و موقعيت ها سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست

 

بروند : آرامش، اميد و ‏صداقت سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند : رؤيا ها، موفقيت و شانس سه چيز در

ژزندگي از با ارزش ترين ها هستند : عشق، ‏اعتماد به نفس و دوستان واقعي

..........................................

شما ممکن است بتوانيد گلی را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا

در فضا محو سازيده

.......................................................

خريد يکي از سيم کارتهاي اعتباري ايرانسل و دريافت سيم کارت هديه صاحب دو دوست پسر

 

جديد ديگر شويد.طرح چند دوست پسري ايرانسل

...............................................................

آمریکایی ها یه کامپیوتر می سازن که می تونسته به هر سوالی جواب بده. یه ‌ژاپنیه میاد درباره ربات سوال

می کنه کامپیوتر به اندازه ده تا کتاب بهش اطلاعات می ده. آلمانیه درباره موشک سوال می کنه، کامپیوتر به

اندازه بیست تا کتاب بهش اطلاعات می ده، ایرانیه میاد میشینه می پرسه چه خبر؟ کامپیوتره هر چی اطلاعات

داره از اول تا اون آخر میده. بعد ایرانیه میگه دیگه چه خبر؟ کامپیوتره هنگ می کنه!

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 1:59  توسط mehdi  | 



دوست دارم نفسم....               

میتونم خواهش کنم سال تحویل بیای خونه ما؟

آخه سبزه خوشگل تر از تو پیدا نکردم

.

.

.

نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!

.

.

 

  دمت تو که مارو توی خونه تکونی دلت دور نریختی گرم . . .

منم سعی می کنم که زیاد جا نگیرم !

.

.

.

چند روز ديگه بهار مياد و همه‌چيز رو تازه مي‌كنه، سال رو، ماه رو،

روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به

همه ی اون تاز‌گي مي‌ارزه، «دوستيمون»!

.

.

 این اس ام اس رو تا ....روز دیگه نخون

.

.

.

.

.

.

. چیه؟؟ فکر مری میخوام عیدو تبریک بگم؟؟

یادت باشه اولین کسی بودم که سال۸۸ سرکارت گذاشتم

 

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 1:44  توسط mehdi  | 





هركي اومد تو زندگيم ميبردمش تا آسمون، امروز ميشد رفيق راه فردا برام بلاي جون


نميشه قلب عاشق رو به دست هر كسي سپرد، نميدونم بد مي آورد يا چوب سادگي شو خورد


هرچي كه به سرم اومد تقصير هيچ كسي نبود، هرچي كه بود پاي خودم تو قصه هام كسي نبود


هيچ كسي عاشقم نشد، هيچكي سراغم نيومد، جواب كار خودمه هرچي بلا سرم اومد


تقصیر هیچ كسي نبود هرچي كه بود به پاي من، فقط تو بعد از اين نيا ميون لحظه هاي من


عشقتم مال خودت منت نزار رو سرم، اين قصه ها تموم شده ديگه نيا دور و برم

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 1:4  توسط mehdi  | 



تقدیر 

هنوز یاد چشمانت مرا آشفته میسازد


وچودم هستی خود رابه پای ناز چشمان تو می بازد


پس از عمری خطا دیدن ز کردار پر ایهامت


هنوزم آشیان دارم


کنار خاطرات تلخ وشیرینت


بی پروا دلم درآرزوی دیدن لبخند زیبای تو می تازد


ومی ترسم که در پیچ وخم آن کوچه ی دلواپسی های تمنایت ،اسیر آید


دوباره حالت تردید بر دشت امید و آرزویم سایه اندازد


هنوزم لحن زیبای تو در گوشم طنین دارد


 و یاد زلف پرچینت،دل دیوانه ی ما را چنین آشفته میسازد و میدانم


تپش های دل بی تاب و غمگینم ،رهی بی راهه را پیمود


که پایانش شبی تار و پر از غوغای غم بود


وشاید
وشاید نقش تقدیرم چنین بود

------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 1:2  توسط mehdi  | 



زن گفت " نگذارشون بیرون تا وقتی ماشین می آد . باز این لعنتی ها پارش می کنن .......

و بوی گندشون کوچه رو ور می دار"

مرد قبل از گره زدن پلاستیک روی آشغال ها سم ریخت

 و گفت " دیگه کارشون تمومه ، ..............

فردا باید جنازه هاشون

 رو شهر داری گوشه و کنار خیابون جمع کنه "

و کیسه زباله را بیرون برد .

 فردا روزنامه ها تیتر زدند :

 " مرگ خانواده پنج نفره "

بر اثر مسمومیت ناشی از خوردن پس مانده های غذایی"

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 0:58  توسط mehdi  | 



BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نويسان