قاب عکس توست اما شيشه اي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه اي عمر من است

در کشور عشق هیچکس رهبر نیست
هیچ شاهی به گدا سرور نیست

گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت
واسه اینکه دیگه نمی شه بیان تولدت
گریه کن جداییا ما رو رها نمی کنن
آدمها انگار واسه ما دعا نمیکنن
گریه کن حالا حالا باید از هم دور باشیم
بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم
گریه کن تا آینه شه باز اون چشای روشنت......
واسه موندن لازمه.فدای گریه کردنت
شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره....
واسه هرکس که میگم قصه شو آتیش میگره....
شب رفتنت یه ماهی تو خشکی رفتو جون داد...
زلزله خیلی دلارو اون شب از غصه تکون داد...
شب رفتنت که رفتی گفتی دیگه چاره ای نیست دیدم اون بالاها عکس هیچ ستاره ای نیست....


